×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : دوشنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۰  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
ویژگی های مدرنیته از دید دکتر شریعتی واستوارت هال

 مدرنیته چیست؟

شاید شما هم بارها واژه مدرنیته را شنیده اید،اما معنی ومفهوم دقیق آن را نمیدانید. مدرنیته یعنی مدرن بودن- منش و شیوه زندگی امروزی و جدید- تخریب مداوم سنت ها و باورهای کهنه ای که با شیوه زندگی همراه شده اند. نمودارهای زیر به صورت ساده ، مفاهیم دیگری از مدرنیته را بیان می کند.

 

 

 

 

فرق  مدرنیته و مدرنیسم چیست؟ :

مدرنیسم در معنای کلی به معنی نوسازی، پیشرفت و توسعه است. نوعی ایدئولوژی ،که در پی جایگزین کردن نو به جای کهنه میباشد. (نو و مدرن را برتر از کهنه می داند).به عبارت دیگر یعنی اعراض و نمود بیرونی تفکر مدرن.

به بیانی دقیق تر مدرنیسم شکل بیرونی مدرنیته و مدرنیته هویت ( روح ) مدرنیسم است. در ترجمه فارسی مدرنیته از واژه هایی چون تجدد، نو اندیشی، امروزگی و… هم استفاده می شود و مدرنیسم را به تجددگرایی، نوگرایی و نوسازی، نیز ترجمه کرده‌اند. تجددگرایی در مقابل سنت بکار میرود.

 

 

نگرش های دوره مدرنیته:

 

عومل موثر در شکل تفکر مدرنیته را می توانیم در پنج محور زیر بررسی کنیم:

۱-  نخست آنکه موضع انسان در جهان تغییر کرده است.یعنی انسان بنیان همه چیز قرار گرفته،همه چیز از طریق انسان شناخته می شود و همه امورات همان چیزی ست که انسان نظر می‌دهد.

۲- ازسوی دیگر عقلانی سازی برآمده از فلسفه دکارت و فیزیک گالیله به قلمرو سیاست نیز گسترش می یابد. با ظهور مدرنیته جامعه سیاسی تدریجا از همه قیود ماوراء طبیعی رها می شود و دولت به مثابه نهادی مدرن مسئول و ضامن حفظ آزادی،تولید و تداوم قراردادهای اجتماعی می گردد. تا پیش از این انسانها تحت حاکمیت کلیساها بودند زیرا پدران روحانی را نمایندگان حاکمیت خداوند در زمین می دانستند حال با حاکمیت عقل نقش دین در عرصه سیاست کمرنگ شد و به تدریج نیز از بین رفت.

۳- دوران مدرنیته با اندیشه های کانت در فلسفه آغاز می‌شود. کانت نخستین کسی است که جهان فیزیکی و جهان متافیزیکی را از یکدیگر جدا می کند. به تعریف او جهان فیزیکی قابل مشاهده و تبیین علمی است در حالیکه جهان متافیزیکی خارج از ادارک و فهم قرار می‌گیرد. کانت در فلسفه اش در نهایت به این نتیجه می رسد که عقل توانایی شناخت هر آنچه که در عالم محسوسات حضور دارند را ، دارد و بنا بر دیدگاه او، عقل نمی تواند پای در شناخت عالم مابعدالطبیعه بگذارد .چرا که لوازم شناخت آن را ندارد و در برابر آن هیچ حکمی نمی دهد و سکوت می‌کند.

۴- چهارمین محور مدرنیته تکنولوژی است که شاید بتوان آن را شکل نمادین این آرزوی پرومته وار مدرنیته یعنی _ سرور و مالک طبیعت گشتن _ دانست تکنولوژی و فن آوری، نمود بیرونی نگرش عقل محور و خرد مدار تفکر مدرنیته است. مهمترین و اصلی ترین خصوصیت عقل، ساده کردن میباشد که دکارت به آن اشاره دارد. انسان با تعقل به دنبال ساده و آسان کردن امور،تقلیل رنج و کاهش مشقات زندگی بود و برای  همین هم،بشر سعی کرد  و توانست از طریق تکنولوژی به اهدافش برسد.

۵- بی تردید مهم ترین محور مدرنیته شکل گیری فرد است به مثابه چهره اصلی جهان مدرن .

به عبارت دیگر مدرنیته را می توان نظامی از اندیشه ها و ارزش هایی دانست که به پیدایش فردگرایی در جهان مدرن انجامیده است. از این جهت، تمدن مدرن با سایر تمدن ها و فرهنگ ها از بنیاد متفاوت است چون این تمدن اولین و تنها تمدنی است که به فرد به مثابه موجودی اخلاقی، خودمختار و مستقل بها می دهد. در نظر قدما، انسان موجودی است که در طبیعت قرار گرفته است و طبیعت مجموعه ای منظم بوده  و لذا اصل اساسی فیزیک ارسطویی یا همانا اصل اساسی حقوق ماقبل مدرن نیز هست. پس همان طور که در فیزیک ارسطو هر جسم میلی عام به پیوستن به محلی معین دارد که بر طبق قوانین طبیعت به آن اختصاص یافته است به همان نحو حقوق نیز به فاعل های مفرد حقوق ارتباط ندارد بلکه بر رابطه فاعل سازمان یافته است. حال آن که از نقطه نظر اندیشه مدرن با آن که برخی از نقش های اجتماعی به کسانی که آن نقش ها را اعمال می کنند اختیاراتی خاص می دهند اما این اختیارات به هیچ وجه موجب امتیاز یا حق طبیعی نمی گردند. در جوامع سنتی امتیازات به موجب طبیعت به نام افرادی که از آنها برخوردارند، ثبت می شوند در نگاه سنتی انسان ها در طبقات مختلف قرار می گرفتند و بنابر آن حقوقی در موردشان اعمال می شد اینکه انسان در چه جایگاهی قرار گیرد امری ذاتی و به نوعی موروثی بود اما در تلقی انسان مدرن انسانها بر اساس قابلیت شان و استعدادهایشان به انجام کارها می پردازند و همه افراد باید بر اساس قانون که به صلاحدید فرد انسانی تدوین شده عمل ‌کنند.

 

بررسی نگاه شریعتی به مدرنیته: 

شریعتی ، نه مدرن و نه پست مدرن بود بلکه او تجددگزینی با رویکردی انتقادی داشت.به عنوان یک روشنفکر دینی، آراء متفاوت و گاه متعارضی، درخصوص غرب و مدرنیته داشته است.برخی او را متفکر بومی گرا و مخالف مدرنیته دانسته اند و برخی دیگر عقیده دارند شریعتی یک متفکر مدرن و وفادار به بنیان های مدرنیته است.در اندیشه شریعتی یک بصیرت بنیادین وجود دارد که شریعتی را معلم تفکر آینده ما می کند.هیچکدام از متفکران نتوانستند به راه حل تعارض سنت و مدرنیته پاسخ دهندآنچه شریعتی را شریعتی کرد این بود که او افق معنایی خاصی را در اختیار ما قرار داد و یک نوع دیالکتیک بین عقلانیت مدرن و سنت تارخی ایجاد کرد.

به طور خلاصه میتوان جمع بندی نظرات شریعتی در مورد مدرنیته را اینگونه مطرح نمود:

– اصالت علم(علم گرایی_ علم بر مذهب غالب شد.)

-اصالت قدرت

– اصالت طبیعت

اصالت منفعت( انسانها،هر کاری انجام میدهند سودآور و دارای منفعت باشد.)

– اومانیزم(انسان گرایی)

– اصالت نظم

– اصالت مصرف(مصرف گرایی زیاد شد.)

– خودمحوری به جای خدا محوری

– قانون گرایی(در دوران مدرن قانون اساسی وسایر قانون ها تدوین واجرایی شد.)

اصالت عقل (همه امور با تحلیل عقلی صورت پذیرفت)

  • ماشینیزم وتجاوز ماشین به حریم زندگی انسانها صورت گرفت.
  • قدرت اقتصادی جایگزین سایر قدرتها شد.
  • از خود بیگانگی
  • انتخاب ارزشهای انسانی به وسیله ماشین
  • تعطیلی اشراق و معنویت های روحی(انسانها آنگونه ای که در بیرون موفق بودند در درون موفق نبوده –آرامش خیال و درون نداشتند.)
  • مرگ تمدنهای کوچک و پیدایش یک تمدن جهانی
  • پیدایش طبقات جهانی و درخشش طبقه متوسط
  • قرار گرفتن علم در خدمت سرمایه
  • حاکمیت روش استقراض
  • ظهور فلسفه علمی (علم جایگزین الهیات و متافیزیک گردید.)

 

حال اگر  در ادامه بخواهیم ارتباط اندیشمندان را با مقوله تجدد تقسیم بندی کنیم به سه دسته میرسیم: در تقسیم تجدد برخی تجددگرا، برخی تجددستیز و برخی تجددگزین هستند و شریعتی در گروه سوم قرار میگیرد و البته تجددگزینی شریعتی با رویکردی انتقادی میباشد.

شریعتی می گوید برخی خیال کردند غربی ها دین را کنار گذاشتند و رشد کردند که این برداشت وگفتار،صحیح نیست. علت عقب ماندگی قرون وسطایی، منطق مسیحیت قرون وسطی ،یونان زدگی و آخرت گرایی بود و منطق تجدد دنیاگرا شد و آخرت را به دست فراموشی سپرد. لذا می گوید راه حل ما این است که عقلانیت تجربه را تقویت کنیم – به وحی و بینش قرآنی و در کنار آن به دنیا نیز توجه داشته باشیم . شریعتی به آبادانی دنیا معتقد است ، لذا نه منطق قرون وسطایی را می پذیرد و نه دنیای مدرنی را  میپسندد که  صرفا دنیاگرا و آخرت سوز باشد.شریعتی قطعا به تقابل سنت و مدرنیته پاسخ داده است شاید پاسخ شریعتی نقایصی داشته باشد اما به نسبت زمان خودش جواب داشته است. نگاه مهم شریعتی نگاه به فرهنگ است. او معنقد است زیر ساختهای فرهنگی،اصلاح فرهنگ وتطبیق ان باعث موفقیت مدرنیته در هر کشور یا فرهنگی خواهد بود.هر چند او،فلسفه مدرن را قبول ندارد و به فرهنگ مدرن که مصرف گرایی را افزایش میدهد نیز،  نقد جدی دارد.

 

ویژگی های مدرنیته از دیدگاه استوارت هال :

– استوارت هال  جامعه شناس ، نظریه پرداز فرهنگی ، فعال سیاسی مارکسیستی، انگلیسی  جامائیکایی تبار بود. هال ، به همراه ریچارد هاگارت و ریموند ویلیامز ، به عنوان یکی از چهره های بنیانگذار مکتب فکری هستند که اکنون به عنوان مطالعات فرهنگی انگلیس یا مدرسه مطالعات فرهنگی بیرمنگام نیز شناخته میشوند.

 

از نظر هال،جامعه مدرن کنونی پدیده ای جهان گستر است و دنیای مدرن محصول نامتناظر و پیش بینی نشده مجموعه ای از سنتهای عمده تاریخی ،ونه صرفا یک سنت است.مدرنیته، نه محصول یک فرایند واحد،بلکه محصول در هم فشردگی چند فرایند و تاریخ متفاوت بوده است.

اصطلاح مدرنیته صرفا به پدیده ای نوپا اشاره ندارد،بلکه دارای ارزشی تحلیلی و نظری هم میباشد،چراکه به الگویی ذهنی مربوط است.

استوارت هدفش ققط این نیست که بگوید کی وکجا،جامعه مدرن شکل گرفت بلکه میخواهد بگوید (چرا) چنین اتفاقی رخ داده است.صورت بندی های مدرنیته چند قرن طول کشید،در مسیری ناهموار به گونه ای که زمان دقیق آغاز آنها دشوار است.

به صورت خلاصه میتوان نظرات استوارت را به شرح ذیل مطرح کرد:

 

  • – عقلانیت : (بارزترین توان انسان که هیچ گاه از نبود یا کم بودن آن شاکی نیست)
  • – تجربه گرایی : اگر انسانها از تجربه و حواس استفاده کنند دنیا را متحول خواهند کرد چراکه شکل حسی(جزیی) و تجربی (کلی ) است و ترکیب این دو تاثیر گذار خواهد بود
  • عام گرای
  • پیشرفت
  • فردگرایی (هر اقدامی در دنیای مدرن بر پایه انسان وفردگرایی انجام می شود.)
  • مدرا : همه انسانها بارابر هستند هر چند که فقط در حد نظریه باقی ماند ودر عمل سفیدها بر سیاهان برترین نژاد شناخته میشدند.
  • آزادی: انسانها میتوانند با بهره گیری از عقل تجربه و علم از جهل،محدودیت و..رهایی یابند.
  • وحدت سرشت انسانی ( ماهیت وسرشت انسانها یکی است.)

سکولاریزاسیون (دنیوی شدن-انسانها از عقل زمینی استفاده می کنند  تا  امور دنیای خود را به سرانجام رسانند.)

نتیجه گیری از موارد فوق الاشاره :

مدرنیته تاریخی طولانی وپیچ در پیچ دارد.هر عصر که جانشین عصر دیگری میشود: مثل رنسانس، روشن گری، سده ۱۹(عصر انقلابها) ، (سده ۲۰ که خود را نقطه  اوج تاریخ دانسته)و …کوشیده است تا با به خود گرفتن صفت (مدرن)این فصل از تاریخ را به نام خود سندبزند. اما در هر عصرزندگی پیشرفته،توسعه مادی،دانش و روشن گری تاب نیاورده واز پا در آمده است چراکه هر بار چیزی امروزی تر جانشین این (مدرن) شده است.
مدرنیته هر چه قهرمانانه تر،اجتناب پذیرتر،و خلاقانه تر جلوه کند- درد سر ساز تر میشود.و هر چه بیشتر خود را به اوج موفقیت های انسانی ببیند،سویه تاریک آن نیز آشکارتر میشود.مثلا آلودگی محیط زیست و اتلاف منابع زمین آن روی سکه توسعه و مدرنیته است.یا خشونت-استثمار-محرومیت،بی قراری-کاهش آرامش ها و… آن را نوستالوژی فراگیر نسبت به زمانهای خوش گذشته-اجتماع گم شده یا روزهای خوش گذشته، می نامد. همیشه حسرت روزهای رفته،چشم داشتن به افق در تصویری که مدام دور و دورتر میشود،برای انسان مدرن وجود دارد.

منطق مدرنیته هم سازنده است هم ویرانگر(قربانیان آن همانقدرند که ویران گران آن)

و همچنان اما واگرها  در مدرنیته..

 

منابع:

کتاب درآمدی بر فهم جامعه مدرن-کتاب یکم-صورت بندی های مدرنیته- استورات هال و برم گیبن- انتشارات آگاه-چاپ پنجم

گیدنز، آنتونی و دیگران (۱۳۷۸)، مدرنیته و مدرنیسم؛ سیاست، فرهنگ و نظریه اجتماعی، ترجمه حسینعلی نوذری، تهران: نقش جهان، ص ۳۲-۲۷٫

جابری مقدم، مرتضی هادی، شهر و مدرنیته، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۴، ص۲۵٫

نصر، سیدحسین، اسلام سنتی در دنیای متجدد، ترجمه محمد صالحی، تهران، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، صص ۱۶۸ و ۱۶۹

احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، تهران، نشر مرکز، چ۴، ص۱۸٫

زرشناس، شهریار، مبانی نظری غرب مدرن، تهران، انتشارات کتاب صبح، ص ۳۷٫]. تورن، الن، نقد مدرنیته، ترجمه مرتضی مردیها، تهران، گام نو، ص۳۰جهانبگلو، رامین، مدرن ها، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۶،

 

استاد راهنما: جناب آقای دکتر مجتبی امیری( عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران)

تهیه کننده: حمیده براتی (دانشجوی مقطع ارشد مدیریت امور شهری-دانشکده مدیریت دانشگاه تهران)

 

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  1. س.ب

    فوق العاده بود….
    در هیچ سایتی این قدر جامع و دقیق ب بررسی مدرنیته از دیدگاه استوارت هال نپرداخته بود…بخصوص با منابع معتبر…

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.