×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه, ۸ آذر , ۱۳۹۹  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
چرا برنامه پوتین برای روسیه عملی خواهد شد؟

به گزارش اشراف – سیده مهدیه قرشی: رئیس جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین به سبب پیشنهاد تغییر در قانون اساسی توجه بسیاری را به خود جلب کرده است که همین موضوع می تواند امنیت شغلی وی را پس از استعفا از سمت رئیس جمهور تضمین کند. اگرچه تصمیم وی گمانه زنی های بسیاری را راجع به انگیزه هایش پدید آورده اما آنچه او پیشنهاد می کند در حقیقت تجدید ساختار قانون و قدرت روسیه است. وی از مجلس دومای دولتی روسیه می خواهد كه دولت را از نزدیک کنترل كند و اختیار تایید نخست وزیر، همه معاونان و همه وزرای فدرال را نیز داشته باشد. اگرچه به نظر می رسد پوتین در این مساله تنها منافع شخصی خود را دنبال می کند، اما در نهایت، این اقدام کشور دموکراتیک تری ایجاد خواهد کرد.
تاریخ نشان می دهد که اقدامات پوتین را نمی توان به طور کامل اقدامی خلاف قاعده دانست. اگر اصطلاح “تزار” را برای همه رهبران روسیه بکار گیریم ، باید بدانیم که نیکلاس دوم در سال ۱۹۱۷ به خودی خود از صحنه سیاست خارج شد (اگرچه تحت فشار شدید این اتفاق روس داد) و اینکه میخائیل گورباچف و بوریس یلتسین نیز با اختیار خود قدرت خود را به دست آوردند.
مسیری که اغلب در روسیه رخ می دهد مبتنی بر این ایده است که تمهیدات نهادی توسط سرمایه فرهنگی ما از پیش تعیین شده است ، که به نوبه خود توسط مذهب ارتدکس روسیه شکل می گیرد. ذهنیت ارتدکس تمایل دارد که به تعبیر مبهم ، انتزاعی و جهانی در مورد خصوصیات ملی فکر کند. غالباً اندازه گیری اقدامات سیاسی در واحدهای منطقی ، در غیر این صورت غیرممکن است. روس ها، بلژیکی یا هلندی نیستند که فقط به دنبال لذت بردن از رفاه مادی باشند. بلکه روس ها به سهام بیشتری نیاز دارند – یک مأموریت جهانی. بنابراین گفتمان سیاسی داخلی در روسیه غالباً ناقص است.

امروز، بیشتر روسها احساس می کنند که به عنوان یک ملت معنوی با هزینه عقلانیت با آنها رفتار می شود. قابل توجه است که پوتین هرگز وعده خاصی در طول مبارزات انتخاباتی خود نداده است. در واقع ، احساس ضرورت نکرده است تا در دوره قبلی خود دستاوردهای خاصی کسب کند، در عوض ، او هنگام صحبت کردن، بر روی موارد انتزاعی تمرکز و تاکید داشته اشت. هرچه وعده های سیاستمداران کمتر مشخص و قابل اندازه گیری شوند، شعاع اعتماد در جامعه بیشتر می شود. به همین دلیل است که هیچکس به کلمات و عبارات صرف اعتماد نمی‌کند و به همین دلیل است که هیچکس نمی‌خواهد قدرت را تسلیم کند. همین احساس اعتماد ناچیز بر تمایل مردم به پرداخت مالیات تأثیر می‌گذارد. با اینکه، هیچکس باور ندارد که مالیات آنها به سمت پروژه های درمانی یا آموزشی برود. بلکه ظن این است که از آنها برای پروژه هایی مانند عملیات نظامی در سوریه یا شرق اوکراین استفاده می شود.
تلاش پوتین برای طراحی مجدد نهادهای مهم قانون اساسی ، گامی مثبت برای روسیه مدرن است. رویکرد وی نشانگر شکافی از گذشته است نه به این دلیل که او به دنبال استعفا از قدرت است بلکه وی به دنبال استفاده از آن است. به نظر می رسد پوتین حداقل زمانی که می خواهد به فکر آینده سیاسی خود باشد به یک نهادگرا تبدیل می شودپ تا یک عنصر فردگرا. در شکل دادن به سیاست داخلی و خارجی روسیه، وی تمایل به نادیده گرفتن رویکردهای نهادی دارد. اما وقتی صحبت از عدم تحریم او و دوستانش از قدرت می شود ، به نظر می رسد که وی به این باور رسیده که تنها می تواند به ایمنی حاصل از یک چارچوب نهادی تکیه کنند.
پس از اینکه پوتین عرصه سیاسی را ترک کند، نهادهای مهم روسیه شان و جاه طلبی بیشتری خواهند داشت. در حال حاضر، احزاب مخالف، محور رهبران خود هستند که فاقد نام های شناخته شده اند. این ناشناخته بودن، پیروزی نامزدهای این احزاب را غیر ممکن می کند. بنابراین تنها راه تخریب ساختار قدرت مشروطه پیشنهادی پوتین از طریق انقلاب خواهد بود ، مسیری که بندرت برای روسیه سودمند بوده است.
در حال حاضر، پوتین برای حفظ ثبات در روسیه بر حفظ توسعه اقتصادی متمرکز است و به همین دلیل است که وی وزرای مختلف را عزل کرده و برای رونق اقتصادی تریلیون ها روبل از صندوق ذخیره دولتی را به این امر اختصاص داده است. تناقض عصر ما این است که یک رهبر استبدادی، حداقل در روسیه، قادر به ایجاد یک سیستم پایدار دولتی است که به چک ها (ی بانکی) و ترازهای مالی متکی است و این کاری است که یک رهبر دولت لیبرال تحت شرایط مشابه قادر به انجام آن نیست.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.